X
تبلیغات
Pure Love - مرا ببخش

Pure Love

Nostalgia


دلم گرفت از بس که تصمیم گرفتم از من ناراحت نشه و .. میخوام حرف دلم و بزنم اونم برای یه نفر ...

چه قدر بی تو تنهایم/ و چه قدر بی تو از گریه سرشارم/روزهای بی تو بر من/هر لحظه اش به اندازه ی تمام لحظه های بی کسی های لیلی گذشت/مرا ببخش که شبهای دلتنگی برای چشمان مهربانت
چشمان عاشقم گریست/مرا ببخش که هر لحظه تو را فریاد زدم/ اما چه کنم که آسمان حتی صدایم را نشنید

مرا ببخش که هر ثانیه،هر دقیقه و هر ساعت به تو فکر کردم/آنقدر که اکنون فقط به یاد تو قلب کوچکم می تپد

مرا ببخش که جز دل پريشاني چيزي برايت نداشتم / مرا ببخش که حرف گفته را نگفته گذاردم و آن گاهي گفتمش که دير بود / مرا ببخش که يادم اين گونه آزارت مي دهد / من از خود گذشته ام

مرا ببخش که هميشه مي گويم دوستت دارم / مرا ببخش اگر مي بينم که نيستي و باز هم از آن چه نبايد ، مي گويم / مرا ببخش اگر دل داده گي ات را براي خود مي خواهم / من مرده گي مي کنم

مرا ببخش که دل تنگ ات هستم / مرا ببخش که سخن از دل مي گويم / مرا ببخش که به وجود کس ديگر حسودي مي کنم / مرا ببخش نمي توانم ز ياد ببرمت / من آدميزاد گونه زيست نمي کنم
مرا ببخش که مي گويم مي خواهم باشي / مرا ببخش که مي خندم وقتي هستي / مرا ببخش اگر وقت بودنت چيزي جز دل داده گي نمي گويم / مرا ببخش اگر از نبودنت ناراحتم / من يک ديوانه ام

مرا ببخش که برايت نگرانم / مرا ببخش که وقت پريشاني ات از خود بيخود مي شوم / مرا ببخش اگر هر لحظه از روحت ، جسمت و حالت خبر مي گيرم / من آن يار بي غم نيستم

هر روز که می گذرد عشق و یادت در دفتر خاطرات ذهنم/پر رنگ تر و بی واهمه تر از دیروز یادگاری می نویسد/ اما باز هم مرا ببخش و بدان که حتی اگر تو بخواهی
تا آن لحظه که نفس می کشم
خواهم گفت :
مرا ببخش

مرا ببخش / خواهش ام زياد ست و وقت اندک / ببخش و ……….. ( نمي دانم مي پذيري يا …؟)



+نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت16:20توسط بشیر | |